
سلام بچه ها.....
وااااااااااااااااااااای نمیدونم چجوری بگم....
وااااااااااااای بچه ها من با عمو حرف زدم.جدی جدی باهاش حرف زدم![]()
وااااااااااااای خدا نمیدونین از عصر دارم چیکار میکنم.یا گریه میکنم یا می خندم یا اینکه به یه گوشه زل میزنم و فکر میکنم....![]()
![]()
![]()
دیدین گفتم دست پر برمیگردم؟وای خدایا شکرت
خب بهتره بریم سر اصل مطلب ، بچه ها من اولش عمو رو نشناختم چون خیلی داغ بودم
و هیچی نمی فهمیدم فقط میخواستم حرفامو باهاشون بزنم. فکرش رو بکنین دقیقه آخر حرفام فهمیدم من داشتم با عموپورنگ حرف میزدم و خودم نمیدونستم![]()
اون موقع بود که دیگه از ذوق و شوق نفسم بند اومده بود...
خب حالا وقتی مکالمه رو بخونین خودتون متوجه میشین که چرا اینجوری شد
من طبق قراری که با دوست عمو گذاشته بودم زنگ زدم به شماره ای که ایشون داده بودن ، قرار بود که اول با خودشون حرف بزنم
بعد با عمو اما اینجور نشد....فکرش رو بکنین بچه ها من ۶ دقیقه و ۵۰ ثانیه با عمو حرف زدم اما فقط دقیقه آخر متوجه شدم عمو پورنگه....![]()
خیلی بده نه؟
اما اشکال نداره مهم اینه که باهاش حرف زدم و حرفام رو گفتم...
تازه اینجوری بهتر هم شد چون وقتی تمام حرفام رو زدم و تموم شد فهمیدم
دارم با خود عمویی حرف میزنم....چون قبل از اینکه زنگ بزنم خیلی دلهوره داشتم میترسیدم همه چی یادم بره اما چون نفهمیدم دارم با عمو
حرف میزنم ، تمام حرفام رو راحت زدم ....این به نفعم شد....خب دیگه صحبت بسه،بریم سر مکالمه....
بفرمایین:
عمو: بله بفرمایین؟
من: سلام ، وقتتون بخیر خسته نباشین
عمو: خواهش میکنم بفرمایین
من: ببخشید مزاحم شدم میخواستم با عمو پورنگ صحبت کنم
عمو: (با یه خورده مکث و خنده) عمو پورنگ اینجا نیستن![]()
من: اما من با همکارتون آقای.....قبلا صحبت کردم ایشون به من گفتن این ساعت زنگ بزنم میتونم با عمو پورنگ حرف بزنم
عمو: (با یه خورده خنده) شرمنده دخترم اما عمو پورنگ اینجا نیست![]()
من: آقای آقاجانزاده چی هستن؟
عمو: نه ایشون هم نیستن
من: پس من چیکار کنم؟
عمو: نمیدونم
من: آخه من یه حرف خیلی مهم با عمو داشتم که حتما باید بهشون میزدم
عمو: حالا اشکال نداره اگه حرفتون خیلی مهمه به من بگید بهشون حتما اطلاع میدم
من: باشه مثل اینکه چاره ای نیست،حتما بگین ها.....خیلی ممنون
عمو: خب دخترم بفرمایین
من: می خواستم بدونم قضیه ی تولیدی شدن برنامه واقعیت داره؟؟![]()
عمو: خب....هنوز هیچی مشخص نیست ما هنوز در تلاشیم که فضا رو برای برنامه جدید آماده کنیم
من: فقط تو رو خدا ، تو رو خدا تولیدی نشه
عمو: حالا مگه چیه؟ برنامه تولیدی مگه بده؟ تازه به نظر من برنامشون حذف بشه بهتره...نیست؟ نظر شما چیه؟من خودم این پیشنهاد رو دادم
من: (با جدیت) دست شما درد نکنه ، یهو بگین میخواین ما بچه ها رو دق بدین دیگه
عمو: خدا نکنه این چه حرفیه که شما میزنین بعد هم مگه شما بچه این که میگین ما بچه ها؟ مگه شما چند سالتونه؟
من: 17 سال
عمو: خب دیگه ماشاالله شما دیگه نوجوونین اونوقت برنامه عمو پورنگ میبینین؟ اینهمه برنامه خوب داریم برا نوجوونا همین برنامه آقای بهاری
من: نه ، من از اون برنام ها خوشم نمیاد بعد هم با افتخار میگم از عمو پورنگ یاد گرفتم همیشه کودکیم رو حفظ کنم پس الان هنوز یه بچم
عمو: آفرین....یعنی 30 سالتونم بشه بچه این دیگه؟
من: بله
عمو: آفرین...آفرین
من: آقا تو رو خدا به عمو و آقای آقاجانزاده بگین ، بگین اصلا برنامه رو تولیدی نکنن
نمیدونین از روز 4 شنبه که بچه ها برنامه رو دیدن اصلا حال و روز خوبی ندارن![]()
عمو: واسه ی چی؟ دخترم اولا که امروز برنامه رو خوب نگاه کنین ببینین عمو چی میگه
بعد هم به جای غصه خوردن درساتون رو بخونین امتحانات هم نزدیکه
من: دستتون درد نکنه که به فکر مایید اما خواهشا حرفای منو به گوش آقای آقاجانزاده برسونین
عمو: (باخنده) باشه ، من میگم اما بهتر نیس مثلا برنامه آقاجون سلیمون تایمش بیشتر بشه و به جاش عمو پورنگ اصلا نیاد؟
من: نه آقا تو رو خدا از این حرفا نزنین
عمو: (با خنده) باشه دخترم من مساله رو در میون میزارم ببینم چی میشه![]()
من: دستتون درد نکنه....فقط یه صحبتی هم داشتم میخواستم ازتون خواهش کنم لطف کنین و این قسمت از حرفامو حتما بگین
عمو: چشم بفرمایین
من: البته اینو هم بگم من در جایگاهی نیستم که بخوام برای برنامه شما تایین تکلیف کنم...اما به عنوان یک ببینده پر و پا قرص برنامه شما خواستم نظرم رو اعلام کنم
عمو: نه خواهش میکنم بفرمایین ، ما کارمون همینه که به خواسته های ببیننده هامون توجه کنیم
من: ممنون ، می خواستم بگم همونجور که خودتون هم اطلاع دارین الان تمام برنامه های کودک شبکه های سیما به صورت زنده تولید میشه
از طرف دیگه برنامه شما هم جزو برنامه هایی هست که طرفدارای خیلی زیادی رو به خودش اختصاص داده
با توجه به اینکه الان سه سال پیاپی هم هست که برنامتون به عنوان پر ببینده ترین برنامه انتخاب میشه
عمو: بله درسته
من: خب ، همین مساله باعث شده تا برنامه شما رقیبای زیادی پیدا کنه....مثلا تو همین فضای اینترنت
خیلی ها هستن که از عمو پورنگ و برنامه شما بد میگن....حالا موضوع بحث من این نیست اما به هر حال
خواستم بگم تبدیل شدن برنامه شما از پخش زنده به پخش تولیدی باعث میشه بیشتر این رقیباتون
بستر رو بازتر ببینن برای بدگویی و پایین آوردن برنامه شما....مثلا یکی از حرفاشون که مطمئنم گفته میشه اینه
خب عمو پورنگ اوایل که مجری شد توانایی داشت استعداد داشت بداهه گویی قویی داشت
همینا باعث میشد تا بتونه به تنهایی یک برنامه رو به خوبی و مهارت بچرخونه و ببینده های خودش رو داشته باشه
بعد از چند وقت دیدن عمو پورنگ دووم نمیاره امیر محمد رو بهش اضافه کردن که تا حدودی
به متنوع شدن برنامه کمک کرد و خب برنامه سر پا نگه داشته شد و تا یکی دوسالی ادامه پیدا کرد
اما حالا دیگه واقعا کم آوردن در واقع میگن عمو پورنگ دیگه برای بداهه گویی مثل قدیم قوی نیست و
دیگه نمیتونه.....در صورتی که اصلا اینجور نیست
عمو: بله....یعنی به نظر شما عمو پورنگ کم نیاورده؟
من: اصلا اینجور نیست...اصلا ، به نظر من....نه تنها من همه....عمو پورنگ توانایی هاشون فراتر از اینهاست
خیلی بیشتر و بهتر از اینها میتونن کار انجام بدن ، با توجه به اینکه خودشون هم توی برنامه
اردیبهشت عنوان کردن که مسئولین باید این بستر رو برای ما فراهم کنن تا کار انجام بدیم
حالا شما خودتون بهتر و بیشتر از من میدونین که اگه برنامه تولیدی بشه یعنی چی؟
یعنی تمام رفتار و حرکات شخص مجری از قبل تایین شده....تمام دیالوگها از قبل تنظیم شده ، از اینا گذشته
کارگردان برنامه میتونه چندصد بار کات بده....بازم ببخشید اگه جسارتی کردم یا اینکه....گفتم من در حدی نیستم که بخوام برای
برنامه عموپورنگ تصمیم گیری کنم اما خب....
عمو: نه خواهش میکنم....بله شما درست می فرمایین
من: ببخشید من خیالم راحت باشه ، شما حتما به آقای آقاجانزاده حرفای منو میگید؟
عمو: بله شما مطمئن باش دخترم اتفاقا به خوب کسی گفتی من حتما بهشون اطلاع میدم
من: چطور مگه؟
عمو: (با خنده) یعنی شما متوجه نشدی؟![]()
من: چی رو؟
عمو: دخترم شما که اینقدر میگین من ببینده پر و پا قرصم و....یعنی صدای عمو پورنگ رو تشخیص نمیدین؟![]()
من: ( با تعجب و هیجان) واااااااای سلام عمو....وای خودتونین؟اصلا باورم نمیشه.....![]()
![]()
![]()
عمو: بله....مگه سلام نکردی که دوباره میگی سلام (خنده)![]()
من: (با مکث و خجالت) وای عمو به خدا اینقدر حول شده بودم که صداتون رو نشناختم....ببخشید![]()
![]()
![]()
عمو: خواهش میکنم دخترم شما لطف کردی زنگ زدی ممنون از توصیه هات
من: خواهش میکنم عمو....وای نمیدونین چقدر خوشحالم کردین....عمو تمام بچه ها نگران بودن...![]()
عمو: ممنون....نه شما نگران نباش به بچه ها هم بگو....بگو نگران نباشن...ماها هر کاری بکنیم برای
جلب رضایت ببیننده هست دیگه به هر حال هر کاری ار دستمون بر بیاد انجام میدیم....حالا هنوز معلوم نیست
در مورد برنامه های آینده چه کارهایی انجام بشه...انشاالله چشم حرفای شما رو هم در نظر میگریم تا ببینیم خدا چی میخواد![]()
من: وای دستتون واقعا درد نکنه عموپورنگ واقعا خیلی خوشحال شدم اینو جدا میگم
از شما از همکارای زحمت کشتون واقعا تشکر میکنم واقعا زحمت می کشین![]()
عمو: خواهش میکنم شما لطف دارین خانم محترم ، زحمت کشیدین زنگ زدین....دستتون هم درد نکنه
من: خواهش میکنم عمو....منم از شما تشکر میکنم ، خیلی ممنون که به حرفام گوش دادین....فقط یه چیز دیگه عمو....![]()
عمو: جانم؟چی میخواستی بگی دخترم؟
من: می خواستم بگم من از وبلاگ نویسا هستم....بعدم اینکه همه بچه های وبلاگ نویس سلام رسوندن و
اینکه گفتن از طرف همشون بگم که خیلی دوستون دارن
عمو: خیلی ممنون دخترم ، سلام منو هم بهشون برسون از همشون هم تشکر کن....
من: چشم عموجون....بازم ببخشید که مزاحم شدم ، و اینکه ببخشید زیاد حرف زدم....بازم ممنون
عمو: خواهش میکنم دخترم....از طرف منم به بچه ها سلام برسون
من: چشم عمو جون ، بازم ممنون....خداحافظ
عمو: خدانگهدار![]()
من: خداحافظ![]()
خب اینم از صحبت من با عمویی....
حالا راضی شدین؟وای بچه ها به خدا فکر نکنین من خنگم
اما به خدا اولش عمو یه خورده صداش رو تغییر داده بود واسه همینم شک کردم که عمو باشه اما هیچی
نگفتم....
خب به هر حال مهم اینه که تونستم بلاخره حرف بزنم و حرفامو بگم ، امیدوارم به عنوان یک نماینده
ازم راضی بوده باشین....
راستی بچه ها اگه اسمتون رو نگفتم یا کلی سلام رسوندم تو رو خدا ببخشید
به خدا هم به خاطر اینکه تعدادتون زیاد بود نشد بگم ، هم اینکه تا اون موقش هم خیلی وقت عمو رو گرفتم دیگه خجالت کشیدم تک تک
اسمتون رو بگم....
خب دیگه اینم از این....ممنون که همراهم بودین...
فعلا
دست علی یارتون خدا نگهدارتون نظر نره یادتون![]()
![]()
![]()
یا حق....![]()
![]()


